به گزارش توسعه اوجان
در واپسین روزهای پاییز ۱۴۰۳، دکتر سیدمصطفی سیدهاشمی، جانشین رئیس هیأت عامل صندوق توسعه ملی، در نشستی رسمی با فعالان اقتصادی تبریز در اتاق بازرگانی تبریز از تخصیص ۸۰۰ میلیون دلار اعتبار برای احداث ۲ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی در آذربایجانشرقی خبر داد؛ وعدهای بزرگ که میتوانست نقطه عطفی در توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و کاهش وابستگی صنایع استان به شبکه برق سراسری باشد.در شرایطی که ناترازی انرژی به یکی از جدیترین موانع فعالیت واحدهای صنعتی تبدیل شده بود، اعلام چنین اعتباری این انتظار را ایجاد کرد که آذربایجانشرقی در مسیر جبران کمبود برق، گامهایی سریع و عملیاتی بردارد؛ اما گذشت زمان نشان داد میان اعلام اعتبار و تبدیل آن به نیروگاههای فعال، فاصلهای جدی وجود دارد.اعتباری که قرار بود زمینهساز تولید برق و رونق اقتصادی شود، بهتدریج به پرسشی بیپاسخ در افکار عمومی و محافل اقتصادی استان تبدیل شد: سرنوشت ۸۰۰ میلیون دلار وعدهدادهشده چه شد؟
هشدار استاندار؛ ظرفیت بزرگی که بلااستفاده مانددر ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، بهرام سرمست، استاندار آذربایجانشرقی، در یکصدوبیستویکمین نشست شورای گفتگوی دولت و بخش خصوصی استان، با اشاره به استفاده نشدن شایسته از ظرفیت ۸۰۰ میلیون دلاری پیشبینیشده برای توسعه نیروگاههای خورشیدی، بر ضرورت اجرای کامل و مؤثر تفویض اختیارات ریاستجمهوری تأکید کرد.این اظهارنظر نشان میداد که موضوع، صرفاً یک طرح اعلامشده در یک نشست اقتصادی نیست؛ بلکه با وجود گذشت چندین ماه از طرح وعده اولیه، همچنان موانعی بر سر راه بهرهبرداری از ظرفیت مالی پیشبینیشده وجود دارد.با این حال، آنچه در این میان اهمیت داشت، ارائه گزارشی شفاف از میزان پیشرفت پروژهها، دلایل استفاده نشدن از اعتبار و موانع اجرایی بود؛ اطلاعاتی که میتوانست تصویر روشنی از وضعیت این طرح در اختیار فعالان اقتصادی و افکار عمومی قرار دهد.
صفحه خورشیدی نمیدهندبهرام سرمست، استاندار آذربایجانشرقی، ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ نیز با انتقاد از محقق نشدن وعده تحویل پنلهای خورشیدی به استان، اعلام کرده بود که بر اساس توافقهای انجامشده و تأکید رئیسجمهور، باید تا آن تاریخ ۴۵۰ مگاوات پنل خورشیدی به آذربایجانشرقی تحویل داده میشد؛ وعدهای که به گفته وی، محقق نشده بود.این اظهارنظر نشان میدهد که موضوع تأخیر در تأمین تجهیزات و تحقق تعهدات حوزه انرژی خورشیدی، ماهها پیش از اعلام رسمی عدم تحقق تسهیلات صندوق توسعه ملی نیز مطرح بوده است؛ موضوعی که این پرسش را پررنگتر میکند که چرا با وجود تکرار هشدارها، موانع اجرای طرح همچنان پابرجا مانده و چه نهادی باید درباره تأخیر در تحقق این وعدهها پاسخگو باشد.
خاموشی صنایع و خانوارها؛ سهم استان از وعده بزرگ چه شد؟در حالی که صنایع و خانوارهای آذربایجانشرقی در نیمه نخست سال با محدودیتهای برق و تبعات ناترازی انرژی مواجه بودند، سرنوشت این طرح بزرگ همچنان در هالهای از ابهام قرار داشت.در چنین شرایطی، احداث نیروگاههای خورشیدی تنها یک پروژه عمرانی یا سرمایهگذاری معمولی نبود؛ بلکه میتوانست بخشی از راهکار استان برای کاهش فشار بر شبکه برق، پشتیبانی از تولید و جلوگیری از خسارتهای ناشی از محدودیت انرژی باشد.طبیعی است که اجرای یک طرح به این بزرگی به تأمین مالی، طی مراحل اداری، انتخاب سرمایهگذاران و فراهم شدن زیرساختها نیاز دارد؛ اما همین ضرورتها، اهمیت پاسخگویی درباره موانع و زمانبندی اجرای پروژه را دوچندان میکند.اگر تسهیلات پیشبینیشده قابل استفاده نبود، چرا این موضوع زودتر بهصورت شفاف اعلام نشد؟ اگر موانع اجرایی وجود داشت، چه اقداماتی برای رفع آنها انجام شد؟ و اگر مسئولیت اجرای طرح میان چند دستگاه تقسیم شده بود، کدام نهاد وظیفه هماهنگی و پیگیری نهایی را بر عهده داشت؟اعتراف پس از ۲۱ ماه؛ چرا وعده به نتیجه نرسید؟سرانجام در شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵، در آستانه سفر رئیسجمهور به آذربایجانشرقی، استاندار در نشست کارگروه توسعه انرژیهای تجدیدپذیر استان از محقق نشدن تسهیلات مصوب صندوق توسعه ملی خبر داد.سرمست با اشاره به تسهیلات مصوب برای اجرای پروژههای نیروگاه خورشیدی اعلام کرد که این تسهیلات عملاً محقق نشده و در حد وعده باقی مانده است.
این اظهارنظر، بار دیگر پرونده اعتبار ۸۰۰ میلیون دلاری را به صدر مطالبات اقتصادی استان بازگرداند؛ اما در کنار اهمیت این اعلام، یک پرسش اساسی مطرح است: چرا باید نزدیک به ۲۱ ماه سپری شود تا مسئول ارشد اجرایی استان از محقق نشدن تسهیلاتی سخن بگوید که قرار بود بخشی از مشکل مزمن تأمین انرژی را برطرف کند؟البته اعلام عمومی یک مشکل، بهخودیخود به معنای بیتوجهی مسئولان به آن در تمام این مدت نیست؛ با این حال، نبود گزارش روشن و مستند درباره روند پیگیری، موانع موجود و نتایج اقدامات انجامشده، زمینه مطالبهگری جدیتر را فراهم میکند.اکنون انتظار میرود، استانداری و دستگاههای مسؤول بهجای بسنده کردن به اعلام عدم تحقق تسهیلات، جزئیات پرونده را برای افکار عمومی روشن کنند: چه میزان از اعتبار وارد مرحله اجرایی شد؟ چه میزان تسهیلات واقعاً تخصیص یافت؟ کدام پروژهها به دلیل کمبود منابع متوقف ماندند؟ و چه زمانی میتوان انتظار داشت نخستین نتایج ملموس این طرح در تولید برق استان دیده شود؟
آذربایجانشرقی پاسخ میخواهد؛ نه تکرار وعدههامسأله اصلی امروز، صرفاً محقق نشدن یک وعده مالی نیست؛ مسئله، فاصله میان تصمیمهای اعلامشده و نتایج قابل لمس برای مردم و اقتصاد استان است.در شرایطی که واحدهای تولیدی برای تداوم فعالیت به برق پایدار نیاز دارند و توسعه انرژیهای تجدیدپذیر به ضرورتی اقتصادی تبدیل شده است، نمیتوان از کنار سرنوشت طرحی با این ابعاد بهسادگی عبور کرد.اگر ۸۰۰ میلیون دلار اعتبار پیشبینی شده بود، باید مشخص شود چرا این ظرفیت به پروژههای اجرایی تبدیل نشد. اگر موانع قانونی، بانکی یا اداری وجود داشت، باید نام و ماهیت آنها اعلام شود. اگر دستگاهی در انجام وظایف خود کوتاهی کرده است، باید مسؤولیت آن روشن شود و اگر مشکل از سازوکار تأمین مالی بوده، راهکار جایگزین با زمانبندی مشخص ارائه شود.مردم و فعالان اقتصادی آذربایجانشرقی حق دارند بدانند وعده احداث ۲ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی در چه مرحلهای قرار دارد و چه زمانی قرار است از مرحله اعلام و تصویب عبور کند.اکنون زمان آن رسیده است که مسؤولان بهجای بازگویی وعدههای گذشته، گزارشی دقیق از عملکرد خود ارائه دهند؛ گزارشی شامل میزان اعتبار قابل استفاده، موانع تحقق، مسؤولان پیگیر، برنامه اجرایی و جدول زمانی بهرهبرداری.سؤال آخر؛ چه کسی پاسخگوی ۲۱ ماه انتظار است؟۲۱ ماه انتظار برای طرحی که میتوانست بخشی از نگرانیهای حوزه انرژی استان را کاهش دهد، مطالبه پاسخگویی را به یک ضرورت تبدیل کرده است.
اعتراف به محقق نشدن تسهیلات، هرچند میتواند آغاز شفافسازی باشد، پایان ماجرا نیست. افکار عمومی اکنون منتظر پاسخ روشن به چند سؤال است: چرا تسهیلات محقق نشد؟ چه کسی مسئول پیگیری آن بود؟ چه اقداماتی برای رفع موانع انجام شده است؟ و مهمتر از همه، برنامه عملیاتی و زمانبندیشده برای تحقق وعده ۲ هزار مگاواتی چیست؟آذربایجانشرقی برای عبور از بحران انرژی، بیش از هر چیز به تصمیمهای اجرایی، تأمین مالی واقعی و پاسخگویی شفاف نیاز دارد. وعده ۸۰۰ میلیون دلاری نیز زمانی اعتبار پیدا میکند که آثار آن در نیروگاههای در حال احداث، تولید برق و کاهش فشار بر صنایع و خانوارها دیده شود؛ نه اینکه پس از ۲۱ ماه، همچنان موضوع یک مطالبه بیپاسخ باشد.
فارس